تبليغاتX
::3/2 2/6 1/4::
 
 
Welcome To My Site
 
   
   
Set Homepage | Add To Favorite
 
 

بنده جناب فلشچه تشریف دارم و اینم دوست باحالم فلشک هستند(که البته تو عکس خیلی خوب نیفتاده!!!!) ما دو تا سمپادی باحالیم که تازه راهنمایی رو تمومیدیم و داریم میریم دبیرستان !!! و البته ما خیلی دوست داریم که وقت خودمون و دیگران رو تلف کنیم (داریم همین کارم میکنیم دیگه!) D:
 
 
   
 
 
 
  منوي اصلي  
 

صفحه ي اصلي
پست الکترونیک مدیر
اضافه کردن به علاقه مندی ها
قالب وبلاگ
خانگی کردن این صفحه

 
  آرشيو  
 

» مهر 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387

 
  فلش دونی  
اولین سایت فارسی طرفداران دارن شان
 


 
:: و بدبختی ها شروع میشود...
 موضوع :
   

اهم....خب بالاخره بنده تصمیم گرفتم که آپی بنمایم که وب نازنینمان را از حالت کپک زده اش نجات بدم آخه دیگه فک کنم کم کم حیوونکی به فسیل های دوران پالئوزوئیک داره می پیونده  بعدشم خب ترسیدم به قول مهتا اون دنیا خِرمو بگیره...(خیلی توجه نکنید این داداشی ما چرت و پرت زیاد میگه)!!!!!!!!!!!!!!
بله داشتم میگفتم... وای اگه بدونین ما الکی الکی دبیرستانی شدیم و هزار تا چیز جدید و عجیب و غریب از جمله:
اولا این که من یه کلاسم و مهتا و رومینای بوووووووووووووووووووووووق (برای کودکان زیر سه سال از جمله خودمان ممنوع می باشد!  ) با هم تو یه کلاس دیگه !!!!!! یعنی کلا سازمان محترم سمپاد اگرم تمام سعی و تلاشش رو میکرد نمیتونست به این خوبی دوستا رو از هم جدا کنه   ....حالااین که هیچی تازه هنوز این قسمت خوبشه که من از شر دو دوست گرامم راحتم   و هر کاری مهتا جوووووووووون بکنه من منفی نمیگیرم   و اولین باره که توی کلاس معلما اول به من گیر نمیدن چون ته کلاسمون انقد حرف میزنن که فک کنم اگه ما 3 تا با همم تو یه کلاس بودیم انقدر حرف نمیزدیم   چه برسه به من تنها !!!!(البته من تنها و غیر تنهام خیلی فرقی نداره...همیشه بچه بسیییییییییییییییییییییار خووووووووووووبیم!:دی خودتون میدونین که... )

خب حالا دوما : معلمامون یکی از یکی بووووووووووووق تر (بازم برای کودکان زیر سه سال و اینا ممنوع دیگه...اصرار نکنین!   ) اگه بدونین....شیمی مون که اصن بگذریم  ... فیزیکمونم که نمیتونه حتی درست توضیح بده که چرا 1 به علاوه 1 میشه 2 چه برسه به بقیه چیزا    ....وای وای از همه بانمک تر معلم ریاضی مونه که همش میگه با اجازه صحبت کنین و خودش سوال میده بعد ما جواب رو میگیم یه ساعت فکر میکنه آخرم میگه باید بره درش بیاره بعدا بهمون میگه ...شده موضوع خنده همه بچه ها ...دیگه... آها معلم ادبیاتمون ...اینم که خیلی باحاله طوری حرف میزنه انگار سعدی و حافظ و اینا پسر خاله شن مثلا میگه سعدی این طوریه دیگه ... اگه ولش کنین هی مینیویسه!!!!!! و ... همین جوری دیگه حالا بعدا کامل توضیح میدم براتون...

سوما هم این که مدرسه مون خیلی کوچیک تر از مدرسه راهنمایی مونه و نیمکت هاشم مثله صندلی های فرودگاهه(یعنی نیمکت نیس!) البته فقط ماله اول دبیرستانی های عزیز این طوریه!(معلومه که ما رو خییییییییییییییییییلی دوووووووووس دارن)

چهارما هم خیلی جالبه چون ما مثلا یه زنگ تفریحمون که 15 دقیقه س در اصل 5 دقیقه س و این خیلی خنده داره چون تا میایم پایین باید دوباره بریم بالا و دوباره یک ساعت و نیم کلاس های بسیار بسیار سرگرم کننده مون رو تحمل کنیم

خب فعلا تو ضیحات در مورد مدرسه بسه ....بعدا بازم تعریف میکنم

راستی چون مدرسه ها شروع شده من زود نمیتونم بیام تو وب و نت و اینا (نه که تا الان وب ما هر هفته آپ بوده!!!!)   ولی امیدوارم که دیگه هر 2 هفته یه آپی بکنیم

پ.ن :راستی ما دیروز که تعطیل رسمی هم بود رفتیم مدرسه   واسه المپیاد ریاضی و اینا      (برای توضیحات بیشتر به وب مهتا مراجعه کنید) !!!! حالا جالبیش اینه که من پیشنهاد دادم المپیاد ریاضی بزنیم   و دوستام مخالف بودن ولی بالاخره راضی شدن ...حالا من میگم هر المپیادی بریم جز ریاضی و دوستام  میگن که فقط المپیاد ریاضی وبس   .... یعنی گیر سه پیچ دادن به ریاضی ....تو رو خدا شانس ما رو میبینین 

پس فعلا تا بعدا خدافظ...نظرم یادتون نره ها...اگه یادتون بره  خواستم با عواقبش آشنا بشین  ...پس تا بعد بای بای دیگه 



دوستان خواستم بدونین که مهتا دیروز گفت که میدونم که یک شنبه ها هم باید واسه المپیاد تا 6 بمونیم یا نه!!!!!!!!!!!!
و خب معلومه که من نمیدونستم و ... به همین دلایل است که همگی باید بشینین خدا رو شکر کنین که جای ما نیستین که ...
 
همین دیگه...نظرم که...بله دیگه...پس تا بعد ...فلن...

 

 

 

 

:: زنگ جغرافی و ...
 موضوع :
   زنگ جغرافی و ...!!! 

داشتیم فکر می کردیم امروز در چه مورد آپ کنیم   بعد گفتیم اگه الان مدرسه ها باز بود،

(خدانه کنه ... بلا به دور!!) هر روز هزار تا موضوع برای آپ کردن داشتیم!!! بعد داشتیم به اتفاقای باحالی که 2 مدرسه میفتاد می فکریدیم که یهو یه خاطره ی باحال یادمون اومد و گفتیم اونو بنویسیم تا شمام ازش فیض ببرین!!!

ما امسال(یعنی سال سوم راهنمایی)یه معلم جغرافی داشتیم که قطر ایشون به حول و حوش 2،3 متر می رسید (بیشوخی...راس میگیم بابا )  و حدودا وقتی وارد کلاس می شدن بیشتر فضای خالی کلاس رو اشغال می کردن!!!!!! چون زنگ جغرافی خیلی (یه کم فراتر از خیلی!!!!)بهمون خوش نمی گذشت  و تنها کاری که می تونستیم بکنیم ایکس او و اینجور کارا بود   ،گفتیم یه تنوع ایجاد کنیم(البته بدون اطلاع معلم عزیز...!!!!) گفتیم می تونیم سر یه ساعتی محکم کتابامونو ببندیم  یا اینکه همگی  بعد از سرفه یا علامت یکی از بچه ها به زیر میز هجووووووم ببریم  و بند کفشامونو ببندیم!!!!!   ولی یه مشکلی این وسط بود!!!   معلم عزیزو عریضمون  (اینو واقعا راست میگیم!!) خیلی از این روش خوشش نمیومد!! بعد گفتیم میتونیم کارای دیگه ای هم بکنیم مثلا یه بار پوست موزی رو که یکی از بچه های کلاس نوش جان کرده بود   رو گذاشتیم دم در اما حیف که خانم x اونو دید  و پاشو از روش برداشتو ما این موقعیت استثنایی ، یعنی مشاهده ی قل خوردن ایشون روی زمین رو از دست دادیم!!    وقتی این کارا هم نجوابید(جواب نداد)گفتیم به طور غیر مستقیم وارد عمل شیم!!این فکر یکی از بچه ها بود که...

یه روز سر کلاس جغرافی بودیم و مث همیشه داشتیم با قیافه های    به حرفای خانم گوش می دادیم(به دلیل خطرات جانی از گفتن نام ایشون معذورییییییییم!)  بعد یکی از بچه ها(نماینده کلاس!)اجازه  گرفت که بره بیرون!!!   و با کمال تعجب خانم  اجازه داد!!!!!!    آخه میدونین این معلم عزیز هیچ وقت نمیذاره از کلاس بریم بیرون!   ایشون معتقدن وقتی دانش آموز میاد سر کلاس باید کاراشو کرده باشه و دیگه نباید هی اجازه بگیره بره بیرون!!   خلاصه از شانس ما این دفعه رو اجازه داد.  چند دقیقه بعد دوست گلمون یکم هم خلمون با این حالت وارد کلاس شد      5،6 دقیقه بعد همون دوست گل و خل به ما فلشها که دم پنجره می نشستیم   گفت :بچه ها پنجره هارو تا ته باز کنین خیلی گرمه!!!    ماهم که فلشهای خوبی بودیم    فقط و فقط به خاطر هوای گرم پنجره رو بازیدیم!!!   بعد از چند دقیقه یییییییییییییهو دیدیم یه چیزی تو مایه های در نوشابه از پنجره اومد تو کلاس!!!!!!!!!!     خانم x  که روش به تخته بود،متوجه این حمله ی مسلحانه به کلاس ما نشد!!!  ولی دوباره یه تیکه گچ ناقابل  از پنجره اومد تو کلاس!  این دفعه خانم فقط سایه اون گچ رو دید واسه همین ندید که از پنجره اومد تو!واسه همین گفت:کی بود اینو پرت کرد؟! وما همگی به این صورت بودیم!! خانم گفت گفتم کی اینو پرت کرد؟! چند نفر گفتن خانم ما نبودیم از پنجره بود! خانم اول باور نکرد ولی بعد که همه هی گفتیم ما نبودیم و از بیرون بوده،باورش شد    و  بی خیال شد   و به درس دادنش ادامه داد. حدودا 1 دقیقه بعد یک عدد پوست خیار و یک عدد پوست سیب دست در دست هم دادن و درست جلوی پای خانم فرود اومدن!!   خانم که این دفعه هم این صحنه ی زیبا رو مشاهده کرده بود،با قیافه ی    به پنجره نگاه کرد و رفت ببینه کدوم آدم...جرئت کرده کلاسشو بهم بزنه!! وقتی ما فلشها و چند نفر دیگه که دم پنجره می نشستیم رفتیم ببینیم کی بوده،دیدم فقط 1/3(سه ی یک)ها تو حیاطن که بعضیاشون دارن بدمینتون بازی می کنن و بعضیاشونم والیبال!!!   اما هیچ کدوم در حال هدف گیری پنجره ی ما نبودن!!!   واسه همینم خانم به نماینده ی کلاس گفت که بره به معاونمون بگه 1/3 ها اجسام نا شناس به داخل کلاس پرتاب می کنن!!!!!!    ولی از اون جایی که نماینده ی کلاس همون کسی بود که این اتفاق ها زیر سرشه،    نرف که به معاونمون بگه و رفت به خود 1/3 ها گفت که دیگه چیزی نندازن!    اما انگار نه انگار مثل این که 1/3 ها تازه گرم شده بودن!!!    وقتی نماینده ی گل  و خل برگشت تو کلاس،دوباره یک تکه خییییییییار از فاصله ی 1 سانتی سر خانم گذشت و روی زمین فرود اومد!!!!!!!!!!!!    در اون لحظه ی دیدنی ما فقط شاهد رنگارنگ شدن خانم بودیم!!!  قرمز ... بنفش ... و ... بعد از این که تک تک رنگای رنگین کمان رو  امتحان کردن،با حالت   به نماینده گفت:

-مگه نرفتی بگی به این 1/3 ها تذکر بدن؟!    

-چرا خانم ولی نمیدونم چرا بهشون تذکر ندادن(جون خودش!!)

-پس برو دوباره بهشون بگووووووو!!

-چشم!!

و دوباره همون خورشت و همون بشقاب!!!     یعنی دوباره رفت که به خود 1/3 ها بگه!!  بعد از این که نماینده رفت بیرون یکی از دو فلش(ما)اجازه گرفت که بره پایین و با نماینده مشغول هشدار برای کبری 11....ببخشییییییید یه لحظه قاطی شد!!!!  بعله ... داشتیم می گفتیم یکی از دو فلش رفت که با نماینده به 1/3 ها هشدار بدن!!! بالاخره وقتی برگشتن دیگه خبری از(به قول خانم)اجسام ناشناس نشد!!!! و ما تونستیم زنده از اون کلاس بیرون بیایم!!!  چون مطمئنا اگه یه بار دیگه چیزی پرت می کردن،آخرین کاری بود که در زندگیشون کرده بودن!!!!! چون این بار دیگه خانم به نماینده نمی گفت که بره به معاونمون بگه بلکه خودش مستقیما وارد عمل میشد!که البته ناگفته نماند اون صحنه هم دیدن داره!!!!!!!!

پ.ن:از دوستان واقعا معذرت می خوایم که هم دیر آپ کردیم و هم اینکه نزدیم 2 هفته بهشون سر نزدیم!!!!!   آخه هردومون مسافرت بودیم و امکان آپیدن نبود!!! خلاصه فلشها معذت می خوان!!!

پ.ن2:در کمال تعجب و ناباوری به اطلاع می رساند که پس از سال هل تلاش برای یافتن نام خود در سایت سمپاد  همگی قبولیدیم!!!!!!

 

 

 

:: چی دوست داریم چی نداریم!!!
 موضوع :
   

سیلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام (میدونین چیه من تازه بعد صد سال این qsmile رو ریختم و خوشالم و حالام میخوام هی بذارمش آخه دیگه )

خب ما هم به این مسابقه دعوت شدیم و میخوایم (ای بابا چه قد ما میخوایم بگیم میخوایم )بله داشتم میگفتم که باید بگیم که چیا رو دوست داریم و چیا رو دوست نداریم...خب...  

۱۰ تا چیزی که ما دوووووووووووووووست داریم :

۱-این که یه نفرو سر کار بذاریم ( که الانم داریم همین کارو میکنیم )

۲-انواع هری از جمله :پاتر و قاطر و...

۳-به دلیل وجود کودکان زیر ۳ سال از جمله خودمان از گفتن این مورد معذوریم (بابا نمیتونیم بگیم )

۴-داداش کوچولو هم دوست داریم که البته هیچ کدوم هم نداریم )

۵-سمپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپاد جوووووونمون

۶-گروه back street boys   (بابا... )

۷-انیمیشن پسر عمو دختر عمو و قند عسل (راستی گفتیم قند و عسل دیدین چه قد گرون شده؟! .......ما که ندیدیم!!!! )

۸-psp وps2 و laptop و نت و اینا

۹-تیم ملی اسپانیا و آلمان

۱۰-ما عاشق این کاریم که کسی که این بازی رو اختراع کرده همون بلایی که سرمون آورد سرش بیاریم!!!! 

حالا ۱۰ تا چیزی که ما دوووووووووست نداریم :

۱-خورش کرفس و فسنجان بابا

۲-صورتی اصن دوست نداریم بجز پلنگ صورتی و اینا

۳-این بازی که الان داریم بازی میکنیم چون ۳ ساعت وقت عزیزمونو تلف کردیم که ۲۰ تا چیز بنویسم تازه ۳ تا نوشتیم...

۴-مربای زرد آلو

۵-خرخونیت (نشخوار کردن جزوه ها و زیاد درس خوندن و اینا... ) 

۶-فیلتر!!!!!  

۷-فیلم هندی ....وااااااااااااااااای   

۸-اینو نمیتونیم بگیم دیگه اصرار نکنین (امیدوارم درست باشه دیکتش )

۹- تیم بارسلونا....واقعا که اه اه

۱۰- و آخریم سوووووووووووووووسک چون خیلی بدمون میاد (یه کمم میترسم خب من دیگه...  )

واااااااااااااااای بیلخره تمومید...آخه اگه شما بدونین ما دو تا ۳ ساعت خودمونو کشتیم آخرم هیچی یادمون نمیومد

کسایی که ما دعوت میکنیمم اینان:(آخه همه این بازی رو کردن .... )

۱-جینگول(فک کنم ما صدمین نفر باشیم ) ۲-اینجانب ۳-گاما

۴-سعیده و الهام ۵-s

پ.ن : راستی ما که پیشنهاد میکنیم اگه خواستین یکی رو بکشین که انشاشم خوب نیس(مثه ما) حتما بهش بگین این بازی رو بکنه    


راستی اگه می خواین جلد 7 از کتابای نبرد با شیاطین رو بخونین،می تونین روی لوگوش که سمت راسته یا توی پیوندامون روی دارن شان کلیک کنین!!!!!!!!!!!البته از 3 بخش 2 بخشش اومده!!!     

 

 

:: 13 نحس تر است یا 14 !!!!
 موضوع :
   

همه میگن 13 نحسه ولی ما کشف کردیم که 14 نحسه...حالا میگین چرا ؟؟؟ خب الان بهتون میگیم چرا...چون در چنین روزه مبارکی وقتی که ما بیچاره ها (سوم های سمپادی ) در حال کشتی کج گرفتن با 45 تا سوال بسیار بسیار آسون ساده در 100 دقیقه بودیم ( خودتون میتونین تجسم کنین ) شما یا در حال تخمه خوردن در جلوی تلویزیون بودید و یا در حال چتیدن بودید و یا از همه بهتر در حال سلام و احوال پرسی با 7 پادشاه در خواب ناز بودید..... این طوری میشه که زندگی رنگارنگ و تار میشود....و اینگونه است که ما از راه برهان خلف در همین مکان و همین لحظه اثبات کردیم که 14 نحس است نه 13 یه بیچاره که مثه ما بیگناهه ولی همه کاسه کوزه هارو سره اون میشکنن....این جوری شد که ما به یکی دیگه از موفقیت های زندگیمون دست یافتیم و اسممونو برای 31^10 امین بار (اثرات مخرب سوالات فیلتر ) در کتاب گینز ثبت کردیم....خواهش میکنیم تشویق نکنین...ما امضا نمیدیم ...البته اگه زیاد اصرار کنین شاید بدیم (حالا چون شمایینا...اگه همسایتون باشه نمیدیم ) پس نتیجه میگیریم که فعلن زندگی زیباست ( حالا زندگی قشنگه..حالا زندگی قشنگه ç لطفا با ریتم خود آهنگ خوانده شود...هر گونه بی ریتمی پیگرد قانونی دارد ) و داشتیم میگفتیم که تا وقتی که جوابا رو ندادن زندگی همون طوریه که قید نمودیم ولی بعدش...(میتوانید در این قسمت از قوه تخیلتان استفاده کنید ) و حالا وقت آن رسیده که هویت خویشتن را فاش کنیم...اهم...خب ما چون خسته شدیم از بس هی نوشتیم "یکی از دو فلش باحال " خواستیم به اطلاع همگان برسانیم که همگی به جز دو ، سه نفر ضایع گشتید...چون که فلشچه مرغ عزیزه و فلشکم جناب جوجه تیغیه (دوستان خودشون متوجه میشن )خب دیگه ما بریم تا جوابا رو ندادن از فرصت استفاده کنیم و از زندگی لذت ببریم شمام برین به کار و زندگیتون برسین

پ.ن : برندگان ( کسایی که درست حدس زدند) میتوانند برای گرفتن جوایز به هر جا که میخواهند بروند

پ.ن ۲ : راستی دیدین ما درست گفتیم و اسپانیا قهرمان شد و ما هم پیشگو از آب در اومدیم به قول فلشک وقتی که شما به سیب زمینی میگفتین دیبدمینی ما داشتیم پیشگویی میکردیم

 

 

 

:: تابستووووووووووووووون!!!!!!!
 موضوع :
   

سلام.....چطورین ؟؟؟؟خوبین؟؟؟؟؟خوشین؟؟؟؟خوش میگذره یا نه ؟؟؟؟؟حالا خیلیم مهم نیست بیخیال .....مهم اینه که بالاخره ما پس از گذشت صدها سال تصمیم گرفتیم که آپ کنیم و الانم داریم آپ می کنیم ...بله....و بعد از سال ها تلاش و کوشش و زحمت و امتحان و درس خوندن (آره جونه خودمون ) و .. ما به آرزومون رسیدیم و تابستون شد البته میدونین تابستون خیلی خوبه و خوش میگذره ولی بدیش هم اینه که با اومدن تابستون ما از مدرسه مون که خیلی دوسش داشتیم رفتیمو 3 سال باحال و 3/2 و راهنما ییو اینا تموم شدن و ما دبیرستانی شدیم(البته اگه رامون بدن که امکانش صفر درصده یا شایدم منفی....کی میدونه !!؟؟؟) اما خود سوم هم خیلی خوب نبود...یعنی خوب بود ها ...ولی خودتون حسابشو بکنین که با روزی صد تا امتحان و نکته گفتن و فیلترای خود مدرسه و فیلتر اصلی و این که از این مدرسه میریم و هزار تا چیزه دیگه خیلی به آدم خوش نمیگذره ولی با تمامه این حرفا نمیشه گفت که سال بدی بود و خوش نگذشت (بالاخره ما نفهمیدیم...خوب بود...نبود....!؟!؟!؟!) اما.... به هر حال به همین دلایل اومدن تابستون خیلیم بد نبود ... و حالا تابستون شده و آزادی و عشق و صفا و صمیمیت و ایناولی این وسط یه مشکلی وجود داره و اونم اینه که همون طور که گفتیم ما برای رفتن به دبیرستان باید یه امتحانی بدیم که دادیم و هنوزم جوابشو ندادن و قراره که یک تیر بدن و از قضا (یا شایدم قظا یا قزا یا قذا یا غضا یا غظا یا غزا یا حتی غذا ) این روز مصادف است با روزی که میخوان کارنامه هایه ما رو بدن و ... خب خودتون میتونین تصور کنین که چه بلاهایه مترقبه و غیر مترقبه یی در انتظار ماست و...و همین دیگه ..که شاید این آخرین آپ ما باشه و جوون مرگ شدیم و از همه بدتر و فجیع تر هم این که دوستداران و هواداران و امضاگیران و اینا و... ما هم دچار ناراحتی و افسردگی شدید خواهند شد و به هر حال خوبی و ...(ما که بدی نداریم آخه )از ما دیدین و امضا گرفتین و اینا ما میبخشیمتون و اینا (خود بزرگ بینی تا چه حد !!!!) ما هم که تازه وب زده بودیم ولی خب روزگار به ما مهلتی نداد....پس از ما به شما دوستانی که مثله ما هستین نصیحت این که این دو روز باقی مونده رو فقط مانند هر روز در نت باشید و فوتبال ببینین مخصوصا که امشب بین پرتغال و آلمانه و بازی کنین و رابین هود ببینین (آخه الان داره رابین هود رو میده ) و خلاصه این که به قول یکی از دوستان این دمه آخری رو خوش بگذرونین و اینا و بقیه هم لطفا خیلی بیکار نشینین و برای ما دعا کنین و اگرم شانسی آوردیم و جون سالم به در بردیم (که البته احتمالش به اندازه همون قبول شدن تویه دبیرستانه!!!!) این بار دیگه راست راستکی قول میدیم که زود زود آپ کنیم و اینا و فلن هم خدافظ همگی تا بعد

پ.ن ۱ : البته قید کنم که من طرفداره پر و پا قرصه اسپانیام و بعدش هم هلند و همگی هم شک نکنین که اسپانیا قهرمان میشه

پ.ن ۲ :این آپ رو خودم تنهایی کردم برای همین اگه بد شده خیلیم عجیب نیست ولی حتی الامکان (کلمه رو حال کردین ) تو ذوقم نزنین

پ.ن ۳: ببینین چه وبلاگه خوبی داریم (راست میگم دیگه )اطلاع رسانیه لحظه به لحظه یه برنامه هایه تلویزیونو هم داریم

پ.ن ۴: یکی از دوستان 3/2 یی گفته بود که یه اسمی تو آپ بعدی (یعنی این آپ) از شنبلیله بیاریم ..خب :"شنبلیله " حالا آوردیم

پ.ن ۵ : من بیچاره ۴ بار این آپ رو نوشتم تا درست شد که ۲ بارشم به لطف دوست عزیزم مهتا جون بود!!!!

پ.ن ۶ :این بار دیگه واقعا خدافظ (یکی نیس به من بگه خب به جای ۶ تا پینوشت میشد اینا رو تویه خوده مطلب نوشت ) پس بای بای  

 

 


 

 

:: فیلتر ...!!!
 موضوع :
   

سلام و اینا...!!!

ما دیدیم که همه ی دوستان و یاران و خویشان و آشنایان و هم کلاسیان و هم مدرسه ایان و 3.2 ایان و اینا هی می گفتندزجگ که آپ کنین ولی ما هم که نه که روی رد کارپتیم و سرمون شلوغه و امضا بدیم و فیلتر و امتحان و اینا و اونا وما و شما و همسایتون و بقالی سر کوچه و تمساحا و شمسی خانوم و  مامانش اینا و  اینا...وقت نداشتیم که بآپیم !!!بعد گفتیم که بده که دل هواداران و امضا گیران و گزارشگران و طرفداران و دوستداران و اینا و اونا ومامانش اینا و شوهرش اینا و اونا ما و شما و... (یک سال بعد!!!)رو بشکنیم گفتیم (چرا همش ما میگیم دیگه...میگیم... میگین... نگیم... میگیم...)که آپ کنیم  و اینا و اونا ...!!!بعد اونم گفتیم که در مورد فیلترو امتحانا و اینا و اونا وعباس آقا با مامانش اینا...آپ کنیم (که البته درباره ی ایناو اونا ومامانش اینا وتمساحا و ... خیلی موفق بودیم!!!)حالام داریم آپ می کنیم دیگه...!!!بببببببللللله!!!به قول دوست عزیز و عریض یاسی گرده "صحیح"!!!هم اکنون نیازمند یاریه رنگارنگتان هستیم بنیاد همایت از دیوانگان سمپادی!!!راستی یه کاسه ماستی(حیف اون ماست که انقد گرونه

) حالا بگذریم باید به عرض یا طول یا ارتفاع که به وسیله ی اینا میشه حجم و بدست آورد و اینا و اونا و ...شما برسونیم که دیگه باید اسم سمپاد وب رو حذف کنیم چون به احتمال %120 باید از جامعه ی سمپاد خدافظی کنیم!!!میگی چرا؟!میگم چون که زیرا...!!!خب معلومه دیگه با این فیلتری که ما دادیم،همه ی امیدها از بین رفت!خود اسم فیلتر هم در اصلاگر به ژرفای ماجرا پی ریزی کنین(پی ببرین!!!)،به این نتیجه میرسین که اصل این اسم رو در اصل اصلی ترین فدردی که اصول شش گانه(اثرات مصرف کتاب تاریخ!!!)رو مطرح کرد،به عنوان اصل...ای بابا ما هم کشتیم خودمون و شمارو با این اصل و اصول و اصلی ترین و ...!!!ولش کنین!!!آقا جان یا خانوم جان میخوایم بگیم اگر به عمق کلمه ی فیلتر فکر کنین،می فهمین که چی؟...که اینکه کلمه ی فیلتر از دو بخش فیل + تر تشکیل شده...!!!(با عرض معذرت برای کدوکان زیر 100 سال ممنوع می باشد!!!)به هر حال فیلتر که افتادیم هییییچ،امتحانا هم که به به ... به به ...!!!برای اونایی که نمی دونن فیلتر چیه باید عرض بنماییم که فیلتر در اصل همون کنکور خودمونه!!!که البته منظور ما از کنکور،کنکرو ورود به دبیرستان فرزانگانه!!!به هر حال دوستان سمپادیه عزیز و عریض و تمیز و ... سه سال خوبی رو در کنار هم گذروندیم...!!!

 

پ.ن:به خاطر تـاخیر در آپیدن معذرت میخواییم هر چند که اولش گفتیم چرا !!!

پ.ن2:قول میدیم دیگه که داره امتحانا تموم میشه،(صلوات بلند...)زود به زور آپ کنیم!!!

 

 

 

:: فالاش فولوش فیلیش -->بر وزن پالام پولوم پیلیم
 موضوع :
   

سلاااااااااااااام...!!!!!!!!!!(سر خودت تو کلام!!!)

ما اومدیییییییم!!!ما دوتا فلش از فلش های سمپاد هستیم.البته من خوش تیپ ترم!!!من کیم؟!خب معلومه من منم دیگه!!!مسلما هر کسی خودشه ولی من منم!!!بحث پیچیده ایه بگذریم!!!ما از فرزانگان تهران هستیم و امروز آخرین روز ما توی راهنمایی بود!!!!!!!!!!(و خداوند علامت تعجب را آفرید!)همون طور که نمی دونید،اسم من فلشچه نیست بلکه فلشک است!!!واینم دوست من که از صدتا دشمن بدتر نیست فلشچه جان باباست!!البته قید کنم که "جان بابا" جزو اسم ایشون نمی باشد==>به قول معلم های انشای تمیز و مقادیری هم عزیز،می باشد غلط می باشد و می باشد نیز غلط می باشد و باز می باشد غلط می باشد و این داستان ادامه دارد...قسمت بعد در روز چهار شنبه20/1/85 در کانال 11 ساعت 28:68 به وقت افغانستان و 76:100 به وقت پاکستان پخش می شود!!!دین...دین...دین...(شرمنده آهنگشو یادم نیست!!)"داستان های باور نکردنی".اگه فکر کردین اینکه ما از مهرگان اومدیم یک داستان واقعیه بایدبگم کاملا در اشتباه بودید و این داستان رو خودمون ساخته بودیم!!!!خب دیگه واقعا می ریم سر اصل مطلب!!!اگه راستشو بخواین اصل مطلبی وجود نداره!!!پس میریم دست اصل مطلب و از اونجایی که بچه ی بیچاره(اصل مطلب!)دستش شکسته،می ریم پای اصل مطلب!!!!!(میگم اگه علامت تعجب نبود،ما می خواستیم چکار کنیم؟؟!!)همون طور که یک قرن پش داشتیم خودمون رو معرفی می کردیم،به معرفی ادامه میدیم!!دوستان عزیز و تمیز و عریضی که ما رو تو مدرسه میشناسن(البته از اون جایی که ما آدمایه معروفی هستیم،همه مارو میشناسن!!!)،حدس بزنن کی به کیه؟؟؟؟!!!یعنی "فلشچه" کیه و "فلشک"کیه!!!هر کی درست حدس بزنه،یه جایزه بهش میدیم!!!تازشم بهش حق انتخاب هم میدیم(همیشه حق با مشتریه!):چک یا لقد؟؟!!کدوم بیشتر بهتون می سازه؟؟نه نه اصلا تعارف نکنین برای ما هیییییییییچ فرقی نمی کنه !!باور کنید!!حالا که انقدر چرت و پرت خوندین،(دیگه پررو نشو)شما رو برای رفع خستگی به دادن یک عدد(البته 1 عددش محدودیتی نداره.هرچی بیشتر،بهتر!!!)نظر دعوت می کنیم!بفرمایید تو نظر بدید!!دم در بده!!زنگ در خرابه!!بفرمایید تو!!خجالت نکشید!!

با ما همراه باشید با خل بازی های فلشچه و فلشک!!!!!!!!!!!!!

پ.ن:چون داریم به فصل امتحانا نزدیک می شیم،تا بعد از امتحانا نمی آپیم(آپ نمی کنیم!)البته شایدم بآپیم!!هیییییچ کس از فردای خود خبر ندارد==>سخنی ازخودمون ... خودتون ... خودشون ... تمساحا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

باااااااااااااااااااااای باااااااااااااااااااااای

 


ویرایش

می خواستم بگم چون اون آخرین روزی که رفتیم مدرسه یعنی همون روزه اولین آپمون حال خوبی نداشتیم چند روز دیگه درباره ی مدرسه  و خاطرات آپ می کنیم!!!

 

 

 

:: آخرین فلش های ارسالی
 مطالب مرتبط:
 

» و بدبختی ها شروع میشود...
» زنگ جغرافی و ...
» چی دوست داریم چی نداریم!!!
» 13 نحس تر است یا 14 !!!!
» تابستووووووووووووووون!!!!!!!
» فیلتر ...!!!
» فالاش فولوش فیلیش -->بر وزن پالام پولوم پیلیم

 

  خود باحالمون  
 
 
  فلش های دیگه  
 

:: قالب وبلاگ ::
×××صدای سمپاد ×××(یه فلش باحال)
یانگوم و عطیه!!!
! اینجا مهرگان است! صدای جمهوری فرزانگانی 3/2
رونالدو و یانگوم؟؟!!!
یاسی گرده!!!!
سایت وبگذر
وبی کامپیوتری !!؟
اینم یه وب کامپیوتری و باحاله دیگه!
گوگولچه (همون گوگول خودمون)!؟
فلش خود سمپاد
فرداروزدیگریست
تيزهوشان يزد(star)
××شوت خونه سمپاد××
!!!اینجانب!!!
بیا 2 سمپاد
×خاطرات دو دختر شیطون ×
شیمی فرزانگان
مربا جون
اتاق ضروریات
خاطرات سمپادی
سمپادیه امرداد
فرزانگان يزد
ما 4 تایی!!!
شاپرک
کوچه های تنهایی
!!! اتحاد نجوم زیست !!!
آهنگ های فلشی (دارای اختلاف!) مختلف بابا :دی!
نخود دات کام
قالب های زیبا و سبک و سنگین !!
دارن شان
!جهش ، یک مخرب سمپادی!
بکس سمپاد
زندانیان سمپاد
نشمین
عسلی
ُسوپر بیولوژی(عشق زیست و اینا):دی
گوگولی مگوری!
۩۞۩f!zeJed pJo7۩۞۩
قصه ی دلها
همه چی .... همه جا
بفرما تو ...!!!
شیاطین سرخ
ویرانگران مدرسه
™.•´¯`•«(¯::سمپاد آمل::¯)»•´¯`•. ™
قاطی خونه سمپاد
فلش هشتم!!!

 
 

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا